به گزارش سلام نو، یک نوزاد دختر که از طریق زایمان سزارین با دمی ۱۲ سانتیمتری پوشیده از مو و پوست به دنیا آمد موجب تعجب پزشکان مکزیکی شد.
پزشکان در مکزیک در یک مورد پزشکی بسیار نادر، هنگامی که یک نوزاد دختر از طریق زایمان سزارین با دمی ۱۲ سانتیمتری پوشیده از مو و پوست به دنیا آمد، شوکه شدند. آنها با موفقیت دم را از این نوزاد خارج کردند. تصور میشود که این عارضه که «دم واقعی» نامیده میشود، بسیار نادر باشد.
این نوزاد در یک بیمارستان روستایی در شمال شرقی مکزیک از طریق سزارین به دنیا آمد. بر اساس یک مطالعه موردی در مجله جراحی کودکان، این نوزاد سابقه قبلی قرار گرفتن در معرض اشعه یا عفونت در دوران بارداری نداشت و از دو والدین سالم در اواخر دهه ۲۰ زندگیشان به دنیا آمد.
طول این زائده استوانه ای شکل ۱۲.۷ سانتیمتر و قطر آن بین ۳ تا ۵ میلیمتر در تمام طول آن است. پزشکان اشاره کردند که ساختار دم-مانند با مو و پوست پوشیده شده بود و نوزاد هنگام نیشگون گرفتن زائده گریه میکرد.
آنها سپس اشعه ایکس لومبوساکرال را انجام دادند – یک آزمایش تصویربرداری که به پزشک کمک میکند آناتومی گودی کمر را مشاهده کند – اما هیچ شواهدی از ناهنجاری یا ساختار استخوانی در داخل دم پیدا نکردند.
این بدان معنی است که این دم یک دم بدون عملکرد به معنای زائده نیست، که در طول زمان هرگونه کارکرد خود را در بدن را از دست داده باشد، بلکه یک دم واقعی است – یک ساختار خوش خیم متشکل از بافت همبند، ماهیچه و اعصاب.
متخصصان پزشکی برای طیف وسیعی از مشکلات پزشکی آزمایش انجام دادند و مشخص شد که هیچکدام از آنها وجود ندارد. اسکن MRI نیز هیچ ناهنجاری مغزی را نشان نداد و برای ناهنجاری های ستون فقرات نیز نتیجه منفی بود.
هنگامی که پزشکان مشکلات ستون فقرات را رد کردند، نوزاد دختر وقتی به دو ماهگی رسید دوباره توسط یک تیم اطفال و جراحی عمومی مورد ارزیابی قرار گرفت.
وقتی پزشکان از افزایش وزن و رشد کافی برای سن او به رضایت رسیدند، طول ساختار دم ۰.۸ سانتی متر افزایش یافته بود و هیچ شواهدی از ضایعات پوستی وجود نداشت. درنهایت تصمیم به برداشتن دم و بازسازی ناحیه توسط جراحی پلاستیک لیمبرگ گرفته شد – جایی که یک برش الماسی شکل برای برداشتن پوست آسیب دیده و بافت زیرین ایجاد میشود.
پس از مرخص شدن این کودک تا کنون هیچ عارضه ای گزارش نشده است.
طبق این ژورنال وجود دم در انسان بسیار نادر است. در آخرین بررسی توسط توجیما و یامادا در سال ۲۰۲۰، که گزارش های موردی را به زبان های انگلیسی، فرانسوی، ژاپنی، ایتالیایی و آلمانی جمع آوری کرده است، تنها ۱۹۵ مورد انسان با دم واقعی تا سال ۲۰۱۷ شناسایی شدهاند.
داده های جهانی نشان می دهد؛ بیش از ۷۰ درصد بزرگسالان، در طول زندگی خود تجربه حداقل یک حادثه دردناک، از جمله یک بیماری یا تصادف خطرناک، حملات خشونت آمیز یا بلایای طبیعی را داشته اند.
محققان دانشگاه کلرادو بولدر، در مطالعه جدیدی دریافتند: عوامل استرس زایی که غیرقابل اجتناب هستند در مقایسه با عوامل استرس زای قابل کنترل، تاثیر کاملا متفاوتی بر مغز و رفتار می گذارند.
این مطالعه، که روی موش ها انجام شد، همچنین نوع خاصی از سلول های مغزی، به نام سلول های گلوتامات در «ناحیه تگمنتال شکمی (VTA)»، را به عنوان یکی از بازیکنان کلیدی در تاثیر عوامل استرس زا بر مغز، مورد بررسی قرار داده است.
محققان گفته اند: درک اینکه تجربیات استرس زا، چگونه مغز ما را شکل می دهند، برای ایجاد و توسعه درمان های جدید به منظور مقابله با این تغییرات، امری ضروری است. یافته های ما نشان داده است که مجموعه کمتر شناخته شده ای از سلول های موجود در مرکز پاداش مغز، نقشی کلیدی در ایجاد پیامدهای منفی ناشی از استرس، ایفا می کنند.
دانشمندان اضافه کرده اند: تجارب دردناک می تواند طیف گسترده ای از پیامدهای منفی را در افراد مختلف به وجود آورند. به عنوان مثال برخی از افراد پاسخ های «تداعی کننده» را تجربه می کنند، به این معنی که افکار، احساسات یا عوامل خارجی شامل افراد یا مکان ها، می توانند از طریق یادآوری تجربه دردناک اولیه، باعث ایجاد اضطراب و ترس در افراد شوند. به عنوان مثال، یک جانباز جنگ ممکن است با شنیدن صدای شلیک یا صدای ترقه آتش بازی، کنترل خود را از دست بدهد.
در حالی که دیگران، پاسخ های «غیر تداعیکننده» را تجربه می کنند، که با یک بیزاری عمومی نسبت به محرک ها، از جمله آن هایی که به تجربه دردناک اولیه مرتبط نیستند، همراه است. این نوع پاسخ ها می توانند بسیاری از جنبه های زندگی افراد را تحت تاثیر قرار دهند.
دانشمندان، این فرضیه را مطرح کرده اند که پاسخ های تداعی کننده و غیر تداعی کننده به استرس، ممکن است توسط مدارهای مجزایی در مغز هدایت شوند. اما روش هایی مانند مواجهه درمانی و درمان شناختی رفتاری، تنها به درمان پاسخ های تداعی کننده می پردازند..
سکته مغزی چیست؟ همه چیز درباره سکته مغزی
محققان افزودند: بسیاری معتقدند که برای مدیریت بهتر اختلالات مرتبط با تروما، مانند اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD، هر دو مدار باید مورد هدف قرار گیرند.
برای بررسی بیشتر، پژوهشگران، به بررسی شرایط، مدارها و سلول های مغز پرداختند که می توانند در هدایت این پاسخ های سخت درمان و غیر تداعی کننده به تروما، نقش داشته باشند.
ابتدا، محققان، گروهی از موش ها را در معرض یک عامل استرس زا قرار دادند که می توانستند به راحتی از آن دوری کنند و گروهی دیگر را در معرض یک عامل استرس زا غیر قابل اجتناب، قرار دادند. هر دو عامل، از نظر شدت و طول مدت، یکسان بودند؛ با این حال، تفاوت های دو گروه از نظر رفتاری، عمیق بود.
پس از یک روز، محققان مشاهده کردند:موش های گروه اول، اغلب، پاسخ های غیر تداعی کننده از خود نشان می دهند. به طوری که موش های نر منزوی تر شده و به شدت احساس ترس می کردند؛ و ماده ها رفتاری مشابه اضطراب عمومی از خود نشان دادند. در همین حال، اثری از این پاسخ ها، در موش هایی که در معرض یک عامل استرس زای قابل اجتناب قرار گرفته بودند، مشاهده نشد؛ یا اثر مشاهده شده بسیار کم بود.
در مرحله بعد، تیم تحقیقاتی ناحیه ای از مغز، به نام ناحیه تگمنتال شکمی (VTA) را مورد هدف قرار داد که به دلیل بافت غنی از سلول های تولید کننده دوپامین، اغلب با عنوان مرکز پاداش مغز شناخته می شود.
پژوهشگران دریافتند: استرس، نوع متفاوتی از سلول ها را که به عنوان نورون های ناقل گلوتامات تاولی 2 (VGluT2) شناخته می شوند، در VTA فعال می کند. این سلول های عصبی، مسئول تولید پیام رسان شیمیایی گلوتامات، هستند.
هنگامی که محققان، از ابزارهای مولکولی پیشرفته برای خاموش کردن موقتی زیرمجموعه ای از این سلول ها، پیش از یک رویداد استرس زا استفاده کردند، هیچ پیامد منفی رخ نداد. به طوری که موش ها همچنان اجتماعی بوده و در برابر استرس های آینده بسیار مقاوم بودند. انگار که روز قبل، حیوان هیچ استرسی را تجربه نکرده بود.
این یافته ها، نشان می دهد: خاموش کردن سلول های گلوتامات، می تواند مغز را در برابر استرس مقاوم تر سازد. با این حال دانشمندان خاطرنشان کرده اند که استرس قابل کنترل و غیرقابل کنترل، هر دو، نورون های گلوتامات را فعال می کنند؛ این یعنی که آنها، خود بخشی از یک مدار بزرگ تر هستند و انواع سلول ها و مناطق مغزی بیشتری در این فرآیند شرکت دارند.
محققان اظهار داشته اند: درک این موضوع که کدام مدارهای عصبی و سلول ها در ایجاد پاسخ های تداعی کننده و غیرتداعی کننده پس از استرس نقش دارند، گامی حیاتی در جهت توسعه درمان های هدفمند برای بهبود اختلالات روانی است.
یافته های تحقیقاتی در مجله Molecular Psychiatry منتشر شده اند.
آفتاب یزد- نجمه حمزه نیا: بدن ما در نواحی مختلف و به دلایل مختلف دچار آسیب میشود. گاهی این آسیبها از ابتدا با بروز علائمی از جمله درد نمایان شده و گاهی بعد از گذشت زمان و به تدریج علائم آنها در بدن ظهور پیدا میکند. ناحیه نشمین گاه و لگن به دلیل استفاده مکرر و همچنین نشستنهای طولانی، متحمل فشار شده و میتواند به مرور زمان دچار آسیبهای مختلفی شود که یکی از این آسیبها به عصب سیاتیک و فشردگی و گیر افتادن آن در زیر عضله پیریفورمیس مربوط شده و با دردها و ناراحتیهای مختلفی همراه است که به آن سندرم پیریفورمیس گفته میشود. این بیماری میتواند کیفیت زندگی افراد را به صورت جدی کاهش دهد لذا با توجه به اهمیت موضوع آفتاب یزد در اینباره با دکترمهران مرادی، جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات و دکترسیروس مومن زاده، فوق تخصص دردشناسی و طب درد گفتگو کرده است. دکتر مرادی در این باره میگوید: عضله پیریفورمیس، یک ساختار مسطح مشابه نوار است که در نزدیکی بالای مفصل ران در باسن واقع شده است. این عضله در حرکت قسمتهای پایینی بدن نقش مهمی دارد و به طور گستردهای در ورزشهایی مانند دوچرخه سواری و دویدن استفاده میشود.
وی بیان کرد: عضله پیریفورمیس عصب سیاتیک، عصب اصلی طولانیای است که تا پایین پشت پا کشیده میشود را در بر میگیرد. عصب سیاتیک به شاخههای عصبی کوچکتری در پا تقسیم میشود و عضلات همسترینگ و تمام ماهیچههای زیر زانو را عصبرسانی میکند.همچنین این عصب در پا احساس را ایجاد میکند. فشرده شدن عصب میتواند از اسپاسم عضله پیریفورمیس یا از یک ساختار آناتومیک عضلانی رخ دهد.
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات اظهار کرد: سندرم پیریفورمیس با درد، سوزن سوزن شدن، بیحسی وضعف پا و قسمتهای پایینی پا مشخص میشود وتقریبا حدود شش درصد از موارد کمردرد و سیاتیک که در یک معاینه عمومی مشاهده میشود ممکن است ناشی از سندرم پیریفورمیس باشد. وی مطرح کرد: به طور کلی سندرم پیریفورمیس یک آسیب عصبی است. در حالیکه دوچرخه سواران و دیگر ورزشکاران حرفهای معمولاً با سندرم پیریفورمیس آشنا هستند، این وضعیت همچنین میتواند بر افراد غیر ورزشکار نیز تاثیر بگذارد و معمولا قابل درمان است. اگر چه بیشتر موارد سیاتیک نتیجه سندرم پیریفورمیس نیستند، اما درمان طولانی مدت بستگی به یک تشخیص جامع و دقیق دارد.
دکتر مرادی متذکر شد: اگر مدتی است از درد باسن و دردهایی که پاها را نیز در بر میگیرند رنج میبرید ممکن است مبتلا به سندرم پیریفورمیس باشید. در این حالت بهترین راه مراجعه زود هنگام به پزشک متبحر و تشخیص و پیگیری به موقع بیماری است. این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات توضیح داد: تنش و سفتی در عضله پیریفورمیس میتواند موجب اسپاسم عضله شود. همانند سایر تنشهای عضلانی در سایر نقاط بدن، علل نیز متفاوت هستند.
وی ادامه داد: علل احتمالی تنش و سفتی در عضله پیریفورمیس عبارتند از وارد شدن آسیب مانند سقوط، ضربه به ناحیهای از بدن، استفاده بیش از حد مانند استفاده زیاد در هنگام دویدنهای زیاد، ورزش بیش از حد و یا کشش بیش از حد، تغییر در شیوه زندگی آرام و انجام تمرینات ورزشی بیشتر،از بین رفتن عضلات باسن و تنش عضلانی و اضافه وزن به دلیل حاملگی.
بیشتر بخوانید: نوار عصب گردن | نوار عصب و عضله گردن
دکتر مرادی تصریح کرد: دو علت اصلی وجود دارد که میتواند موجب بروز سندرم پیریفورمیس در افراد گردد. اولین علامت و نشانه برجسته سندرم پیریفورمیس، درد کمر است. این درد ناشی از استفاده بیش از حد از عضله پیریفورمیس است و این استفاده بیش از حد موجب آسیب رسیدن به عضله، و سفت شدن آن میشود. این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات ابراز کرد: با سفتتر شدن عضله پیریفورمیس، عصب سیاتیک تحت فشار قرار میگیرد. این عصب زیر عضله پیریفورمیس قرار میگیرد. فشار باعث تحریک عصب سیاتیک میشود. این تحریک باعث بروز درد شدید در قسمت پشتی پا میشود.
وی افزود: این درد میتواند حتی تا ساق پای شما نیز پایین بیاید. این علامت دومی است که شما میتوانید سندرم پیریفورمیس را از روی آن تشخیص دهید.به همین دلیل است که گاهی اوقات به نظر میرسد دچار بیرون زدگی دیسک کمر شدهاید و گاهی اوقات حتی این درد به قسمت پشتی شما کشیده شده و باعث بروز کمر درد میشود. دکتر مرادی عنوان کرد: سندرم پیریفورمیس توانایی شما را برای پیاده روی، نشستن برای مدت زمان طولانی و خم شدن به سمت پایین برای برداشتن وسیلهای، کاهش میدهد.
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات تشریح کرد: فاکتورهای مختلفی وجود دارند که ممکن است موجب شوند افراد احتمال بیشتری برای ابتلا به سندرم پیریفورمیس داشته باشند. برخی مطالعات نشان میدهند که سندرم پیریفورمیس در زنان به نسبت یک به شش رایج است، که به نظر میرسد به علت تفاوتهای آناتومیکی باشد.وی ادامه داد:تفاوتهای آناتومیکی در موقعیت عصب سیاتیک در ارتباط با عضله پیریفورمیس ممکن است منجر به بروز سندرم پیریفورمیس شود. در بعضی از افراد، عصب سیاتیک از طریق عضله پیریفورمیس عبور میکند، به عنوان مثال، این امر احتمال فشرده شدن عصب سیاتیک را افزایش میدهد.دکتر مرادی بیان کرد: نشستن طولانی مدت ممکن است منجر به فشرده شدن مستقیم عصب سیاتیک شود بنابراین، سندرم پیریفورمیس گاهی اوقات به عنوان “سندرم فت والت” یا “والت سیاتیک” نامگذاری شده است زیرا در افرادی که به طور مداوم روی کیف پول (والت) خود در سطح سخت نشستهاند، رخ میدهد.
> تشخیص سندرم پیریفورمیس تا حدودی امری بحث انگیز است
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات اذعان داشت: تشخیص سندرم پیریفورمیس تا حدودی امری بحث انگیز است زیرا پزشکان متذکر شدهاند که این بیماری ممکن است درست تشخیص داده نشود و این امر عمدتاً به دلیل کمبود آزمونهای معتبر علمی است.وی اشاره کرد: بسیاری ازپزشکان براساس علائم به تنهایی سندروم پیریفورمیس را تشخیص میدهند. فقط دو آزمایش که در دسترس هستند میتوانند شواهد قابل توجهی برای حمایت از استفاده خود داشته باشند. این آزمونها عبارتند از نوروگرافی رزونانس مغناطیسی و آزمون فیر. دکتر مرادی توضیح داد: سندرم پیریفورمیس میتواند موجب بروز درد شدید شود و ممکن است فرد را از انجام کارهای عادی روزانه خود باز دارد. با این حال، شما مجبور نیستید درد و یا علائم دیگری را به عنوان یک جنبه غیر قابل تغییر در زندگی خود بپذیرید.
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات اظهار کرد: روشهای مختلفی برای کاهش درد و درمان این بیماری وجود دارد که میتوانند موثر واقع شوند. این روشها عبارتند از عمل جراحی، دارودرمانی، درمان فیزیکی، درمان تزریقی، کشش و تمرین و الکتروتراپی و غیره است. وی متذکر شد:برای بعضی از بیماران مبتلا به اغلب انجام عمل جراحی عضله پیریفورمیس توصیه میشود و گزارش شده که این عمل در کاهش علائم موثر است. برداشتن فشار از طریق عمل جراحی با استفاده از یک روش محدود جداسازی عضلانی با نتایج خوب یا عالی در 80 درصد از بیماران مورد استفاده قرار میگیرد. دکتر مرادی افزود: هنگامی که درمان غیر جراحی جواب نداده است، بیماران سندرم پیریفورمیس ممکن است واجد شرایط مداخله درمانی باشند که شامل برداشتن فشار از روی عصب سیاتیک در باسن است. این روش اغلب میتواند به عنوان یک روش سرپایی (بدون نیاز به بستری شدن) و با کمک یک آندوسکوپ انجام شود. در حالت مناسب، عمل جراحی میتواند در کاهش سندرم پیریفورمیس بسیار موثر باشد.
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات مطرح کرد: اغلب داروهای ضد التهاب میتوانند اثرات سندرم پیریفورمیس را کاهش دهند. تزریق موضعی داروهای کاهشدهنده درد نیز ممکن است به میزان قابل توجهی ناراحتی را که بیمار به مدت شش ماه تجربه میکند، کاهش دهد و در طول این مدت ممکن است بتوان سندرم پیریفورمیس را از طریق سایر روشها درمان کرد.
وی میگوید: با هدایت بدن از طریق تمرینات تخصصی و انجام ماساژ درمانی، پزشکان متخصص طب فیزیکی گاهی اوقات میتوانند عضله پیریفورمیس را به محل مناسب خود هدایت کنند و در عین حال تورم و درد را کاهش دهند. دیگر روشهای فیزیوتراپی، مانند درمانهای گرمایشی و خنک کننده، همچنین میتوانند نتایج مثبتی برای بیماران مبتلا به سندرم پیریفورمیس به دنبال داشته باشند.
دکتر مرادی اظهار کرد: درمان تزریقی سندرم پیریفورمیس ممکن است زمانی انجام شود که درمانهای محافظه کارانه مانند درمان فیزیوتراپی نتیجه مثبتی به همراه نداشته باشند.تزریق بوتاکس و کورتون میتواند در تسکین درد این بیماری موثر باشد ولی با این حال، مشخص شده است که این نوع تزریق ممکن است فقط یک اثر کوتاه مدت داشته باشد.
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات مطرح کرد: تعدادی از ورزشها و تمرینات کششی میتوانند عضله پیریفورمیس را تقویت کنند. انجام این تمرینها و کششها ممکن است به کاهش شدت اسپاسم عضلانی و تسکین عضلات سفت شده کمک کند.وی تصریح کرد: پزشک ممکن است جهت درمان سندرم پیریفورمیس پیشنهاد کند که تحریک الکتریکی (الکتروتراپی) باسن را انجام دهید، که هر دو میتوانند باعث کاهش اسپاسم عضلانی مرتبط با سندرم پیریفورمیس و کاهش تجربه درد شوند.
دکتر مرادی افزود: دو گزینه رایج برای الکتروتراپی عبارتند از واحد تحریک عصبی الکتریکی از طریق پوست (TENS) و تحریک کنندههای جریان اینترفرنشیال (IFC). تفاوت بین این دو گزینه این است که یک محرک IFC عمیقتر از یک واحد TENS در پوست نفوذ میکند که این مزیت باعث بروز ناراحتی کمتر در سطح معینی از تحریک میشود.
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات بیان کرد: هیچ درمان واحدی برای همه کارآمد نیست، اما ماساژ درمانی یک درمان شناخته شده برای سندرم پیریفورمیس است که ممکن است در از بین بردن علائم شما تا حد زیادی کمک کند. وی اضافه کرد: ماساژ درمانی دارای حداقل دو مزیت کلیدی در ارتباط با سندرم پیریفورمیس است که عبارتند از اینکه یک ماساژ عضله پیریفورمیس شما را شل میکند، که این امر میتواند باعث جلوگیری از اسپاسم و کاهش فشار روی عصب سیاتیک شما شود و دیگر اینکه ماساژ باعث آزاد شدن اندورفینهای مبارزهکننده با درد میشود، که میتواند درد ناشی از سندرم پیریفورمیس را کاهش دهد.دکتر مرادی افزود: پزشک شما احتمالاً ماساژ درمانی عصبی-عضلانی را برای درمان سندرم پیریفورمیس پیشنهاد میکند که شامل مقادیر متناوب فشار متمرکز بر عضله پیریفورمیس است. این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات هشدار داد: حتی اگر سندرم پیریفورمیس درمان شود، مهم است که از احتمال بروز مجدد این سندرم با انجام تمرینات ورزشی در میزان مناسب و دوری از شرایطی که موجب ایجاد مشکل در عضله پیریفورمیس میشوند، جلوگیری نمایید. نشستن یا دراز کشیدن برای مدت زمان طولانی و همچنین بلند کردن اجسام سنگین به صورت نامناسب ممکن است سبب بدتر شدن یا عود سندرم پیریفورمیس شوند.
وی خاطرنشان کرد: در صورت عدم درمان مناسب، سندرم پیریفورمیس ممکن است تا چندین ماه طول بکشد. با این حال، اگر تمریناتی مناسب را انجام دهید، این سندرم فقط چهار هفته طول خواهد کشید ولی در بعضی موارد شدید، حتی با وجود انجام تمرینات مناسب، سندرم ممکن است چند ماه طول بکشد ومعمولاً به این دلیل است که سندرم پیریفورمیس نتیجه بروز مشکلی دیگر و بزرگتر است. در این موارد، قبل از اینکه بتوانید سندرم پیریفورمیس را درمان کنید، باید مشکل اصلی را حل کنید. دکتر مرادی توضیح داد: پیش آگهی سندرم پیریفورمیس متفاوت است و اغلب به زمانی که تشخیص داده میشود، بستگی دارد. از آنجایی که سندرم پیریفورمیس یک بیماری است که اغلب نادیده گرفته میشود و یا اشتباه تشخیص داده میشود، تاخیر در تشخیص امری عادی و معمول است. این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات اظهار کرد: به طور کلی، در افرادی که این سندرم در مراحل اولیه در آنها تشخیص داده شده است، پیش آگهی بهتری دارند و به درمان
محافظه کارانه پاسخ مثبت میدهند. در افرادی که سندرم در آنها به موقع تشخیص داده نمیشود، ممکن است سندرم مزمن پیریفورمیس ایجاد شود که درمان آن چالش برانگیزتر خواهد بود.
وی بیان کرد: تمرینهایی که به تسکین درد ناشی از سندرم پیریفورمیس کمک میکنند همچنین میتوانند خطر ابتلای مجدد به درد پیریفورمیس را کاهش دهند.به علت حرکات تکراری، بسیاری از افراد به سندرم پیریفورمیس مبتلا میشوند. استفاده از یک تکنیک خوب میتواند از آسیب رساندن این حرکات تکراری به پیریفورمیس جلوگیری کند.
این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات اضافه کرد: خریداری و استفاده از کفشهای راحت و فیت، بسیار مهم است. فرد باید اطمینان حاصل کند که با این کفشها به درستی حرکت میکند و نباید به دلیل پای او فشرده شود یا از راههای دیگر آسیب ببیند. کفشهای نامناسب میتوانند وضعیت و شکل را تضعیف کنند.وی ادامه داد: روشهای دیگر برای پیشگیری از ابتلا به سندرم پیریفورمیس عبارتند از گرم کردن قبل از هر تمرین،اجتناب از انجام ورزشهایی که باعث درد میشوند،درمان هرگونه صدمه در اسرع وقت،اجتناب از ورزش با استفاده از عضلات آسیب دیده تا زمانی که آنها بهبود یابند،تمرین یک وضعیت بدنی خوب دکتر مرادی عنوان کرد:آنچه همراه با سندرم پیریفورمیس اتفاق میافتد این است که بدن یک خانم باردار شروع به ترشح هورمون “ریلاکسین” که باعث افزایش کشش لگن و به طور بالقوه ایجاد فضایی در مفصل ساکرو ایلیاک میشود، میکند. این جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات گفت: گرچه وقوع سندرم پیریفورمیس به علت عوامل فیزیولوژیکی و مشکلات قرارگیری بدن / بیومکانیک در دوران بارداری به آسانی از بین نمیرود، اما ماساژ درمانی میتواند به عنوان یک اقدام پیشگیرانه و برای از بین بردن علائم در هنگام تشدید این سندرم استفاده شود.
>دو نوع سندرم پیریفورمیس وجود دارد
در ادامه نیز دکتر مومن زاده دراینباره خاطرنشان کرد: سندرم پیریفورمیس یک اختلال عصبی غیر عادی است که زمانی اتفاق میافتد که عضله پیریفورمیس عصب سیاتیک را فشرده میکند.
وی ابراز داشت: عضله پیریفورمیس یک عضله مسطح نوار مانند است که در باسن و در نزدیکی بالای مفصل لگن قرار دارد. این عضله در حرکت پایین بدن مهم است، زیرا مفصل لگن مستحکم کرده و بالا نگه میدارد و ران را برای جدا شدن از بدن میچرخاند. این عضله به شما این امکان را میدهد که راه بروید، وزن خود را از روی یک پا به پای دیگر بیاندازید و تعادل خود را حفظ کنید. همچنین در ورزشهایی که شامل بلند کردن و چرخاندن ران است، به طور خلاصه، تقریبا در هر حرکت باسن و پاها استفاده میشود.
این فوق تخصص دردشناسی و طب درد افزود: عصب سیاتیک یک عصب ضخیم و بلند در بدن است. این عصب از کنار یا از داخل عضله پریفورمیس عبور میکند، تا پایین پشت پا میرود و در نهایت به اعصاب کوچکتر در انتهای پا ختم میشود. فشرده شدن عصب میتواند در اثر اسپاسم عضله پیریفورمیس اتفاق بیفتد. وی بیان کرد:سندرم پریفورمیس وضعیتی است که در آن عضله پیریفورمیس، واقع در ناحیه باسن، دچار اسپاسم میشود و سبب درد در ناحیه باسن میگردد. عضله پریفورمیس همچنین میتواند عصب سیاتیک مجاور را تحریک کند و باعث درد، بیحسی و سوزن سوزن شدن در طول پشت پا و داخل پا شود (مشابه با درد سیاتیک). دکتر مومن زاده هشدار داد:اگر دچار گرفتگی و درد در ناحیه باسن هستید ممکن است به سندرم پیریفورمیس مبتلا شده باشید. بنابراین لازم است سریعا به پزشک متخصص درد شناس مراجعه نموده و پیش از تشدید درد و گرفتگی برای درمان آن اقدام نمایید.
این فوق تخصص دردشناسی و طب درد تشریح کرد: علت اصلی سندروم پیریفورمیس این است که عصب سیاتیک توسط عضله پیریفورمیس در باسن گیر میافتد که میتواند تنها در یک طرف بدن یا در هر دو طرف رخ دهد. بسیاری از افراد مبتلا به سندرم پیریفورمیس، دچار اختلالات فیزیکی در عضلات اطراف عصب سیاتیک میشوند که اغلب به علت استفاده بیش از حد از عضله یا آسیبهای قبلی میباشد.
وی بیان کرد:دو نوع سندرم پیریفورمیس وجود دارد که عبارتند از اولیه (ناشی از تغییرات آناتومیک، مانند شکاف عضله یا عصب) و ثانویه
(ناشی از علت ناگهانی، از جمله تروما). تحقیقات نشان میدهند که موارد ثانویه سندرم پیریفورمیس بسیار رایجتر هستند، در میان بیماران مبتلا به سندرم پیریفورمیس، کمتر از 15 درصد موارد علل اولیه دارند.دکتر مومن زاده تصریح کرد: به دلایل مختلف افراد به سندرم پیریفورمیس دچار میشوند، گاهی اوقات به علت کشش یا استفاده بیش از حد از عضلات نزدیکی لگن یا باسن در طول کار یا ورزش، تجربه تروما و یا آسیب به پایین بدن و یا تجربه التهاب زیاد و گسترده در بدن که موجب تشدید ضعف عضلات میشود. این فوق تخصص دردشناسی و طب درد تشریح کرد: اغلب بیماران مبتلا به سندر م پیریفورمیس گرفتگی شدید در باسن و درد شبیه سیاتیک تا پشت ران، ساق و پا را توصیف میکنند. وی افزود: علائم معمول سندرم پیریفورمیس نیز ممکن است شامل درد خفیف در باسن،درد انتشاری تا پشت ران، ساق و پا (سیاتیک)، درد هنگام بالا رفتن از پله یا شیبها،افزایش درد پس از نشستن طولانی مدت و کاهش محدوده حرکتی مفصل ران است. دکتر مومن زاده مطرح کرد: علائم سندرم پیریفورمیس اغلب پس از نشستن طولانی مدت، راه رفتن و یا دویدن، بدتر میشوند و پس از دراز کشیدن به پشت ممکن است بهتر شود. این
فوق تخصص دردشناسی و طب درد ادامه داد:علائم سندرم پیریفورمیس شامل درد در در ناحیه باسن، استخوان خارجی و مفصل ران است که به ناحیه پشت ران و گاهی پشت ساق پا نیز منتشر میشود بیمار حس سوزن سوزن شدن و سوزش در این نواحی ممکن است احساس کند و در بدترین حالت راه رفتن حتی در مسافتهای کوتاه برای بیمار مشکل میشود و بیمار نمیتواند حتی نشستنهای کوتاه مدت را تحمل کند بنابراین مداوم برای کاهش درد تغییر وضعیت میدهد. وی بیان کرد: عوامل خطربیماری سندرم پیریفورمیس عبارتند از داشتن سن بیش از 40 سال، زن بودن، سابقه آسیب به ناحیه لگن، باسن و یا ران،داشتن سابقه درد عصب سیاتیک، بیرون زدن دیسک یا سایر مشکلات نخاعی، فعالیتهای تکراری و شدید با استفاده از پایین بدن، داشتن اضافه وزن یا چاق بودن و یا حتی بسیار کم وزن بودن، داشتن اختلال آناتومیک در عضله پریفورمیس.
دکتر مومن زاده میگوید: تشخیص سندرم پیریفورمیس بر اساس بررسی تاریخچه بیمار، یک معاینه فیزیکی و احتمالا تستهای تشخیصی انجام میشود. سندرم پیریفورمیس اغلب از طریق فرآیند در شرایط دیگری که ممکن است باعث ایجاد نشانههای بیمار شوند مانند فتق دیسک یا اختلال در عملکرد مفصلی سایکرولیک، تشخیص داده میشود. این فوق تخصص دردشناسی و طب درد ادامه داد که معاینه فیزیکی جهت تشخیص سندرم پیریفورمیس شامل بررسی لگن و پاها میباشد تا بیبنند آیا حرکت موجب افزایش درد کمر یا درد اندام تحتانی (درد سیاتیک) میشود یا خیر. به طور معمول، حرکت لگن درد را تازه میکند. معاینه نیز علل احتمالی درد ناشی از سیاتیک، مانند آزمایش حساسیت موضعی و قدرت عضلانی را شناسایی کرده یا رد میکند. وی افزود:تاریخچه پزشکی شامل بررسی عمیق علائم بیمار میباشد، از جمله اینکه چه موقعیتها یا فعالیتهایی علائم را بهتر یا بدتر میکنند، علائم چه مدت وجود دارند، آیا به تدریج یا پس از آسیب شروع میشوند و چه درمانهایی مورد آزمایش قرار گرفتهاند. این تاریخچه همچنین شامل بررسی شرایطی مانند آرتروز است که ممکن است در خانواده بیمار رایج باشد. دکتر مومن زاده مطرح کرد: اشعه ایکس و سایر مطالعات تصویربرداری و آزمایشات تشخیصی (مانند اشعه ایکس،ام آرای و آزمایشهای هدایت عصب) ستون فقرات میتوانند تشخیص دهند که آیا عصب سیاتیک در عضله پیریفورمیس تحریک شده است یا خیر، تا سایر شرایطی که موجب بروز علائم مشابه با سندرم پیریفورمیس میشوند، حذف گردند. تزریق بیحسی با یا بدون استروئید میتواند به فهم این مسئله کمک کند که آیا عضله پیریفورمیس منبع علائم است یا خیر.این فوق تخصص دردشناسی و طب درد مطرح کرد:برخی از ورزشهای کششی برای پیریفورمیس، همسترینگ و عضلات صافکننده لگن ممکن است باعث کاهش علائم دردناک در امتداد عصب سیاتیک شوند و دامنه حرکت بیمار را بازگردانند که عبارتند ازکششهای پیریفورمیس و کششهای همسترینگ. وی گفت: از آنجایی که اکثرا بروز درد شامل برخی از انواع التهاب میباشد، داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAID) مانند ایبوپروفن یا ناپروکسین ممکن است باعث کاهش التهاب در ناحیه آسیب دیده در مبتلا یان به سندرم پیریفورمیس شوند. دکتر مومن زاده عنوان کرد: برای درد شدید سیاتیک ناشی از سندرم پیریفورمیس، تزریق ممکن است بخشی از درمان باشد.بیحسی موضعی و کورتیکواستروئیدها ممکن است به طور مستقیم به عضله پیریفورمیس تزریق شود تا به کاهش اسپاسم و درد کمک کند. هدف تزریق معمولا کاهش درد حاد به منظور پیشرفت در درمان طب فیزیکی است.
این فوق تخصص دردشناسی و طب درد مطرح کرد: استفاده از تحریک الکتریکی به باسن با یک دستگاه تحریک عصبی الکتریکی از طریق پوست (TENS) یا محرک جریان مداخلهای (IFC) میتواند به جلوگیری از درد و کاهش اسپاسم عضلانی مرتبط به سندرم پیریفورمیس کمک کند. در موارد مداوم و ماندگار، عضله پیریفورمیس ممکن است برای کاهش علائم بریده شود، اما این کار به ندرت انجام میشود.وی در پایان گفت: از آن جایی که سندروم پیریفورمیس معمولا در اثر ورزش یا حرکتی مانند دویدن یا پرش به جلو ایجاد میشود که به طور مکرر بر عضله پیریفورمیس فشار وارد میکند، پیشگیری اغلب به فرم صحیح مرتبط است لذا باید از دویدن یا تمرین روی تپه یا سطوح ناهموار اجتناب کنید. قبل از فعالیت به طور صحیح گرم کنید و به آرامی شدت فعالیت را افزایش مییابد. هنگام دویدن، راه رفتن یا ورزش، وضعیت مناسبی داشته باشید. اگر درد رخ دهد، فعالیت را متوقف کنید و تا زمانی که درد برطرف شود، استراحت کنید.
متخصص اطفال دانشکده علوم پزشکی لارستان با اشاره به اهمیت توجه به بیماریهای کودکان، گفت: تشنج ناشی از تب یکی از همین موارد بوده که به تشنجهایی گفته میشود که بین سنین ۶ تا ۶۰ ماه (۶ ماه تا ۵ سال) با درجه حرارت ۳۸ درجه یا بالاتر اتفاق میافتد.
به گزارش میلادلارستان به نقل از روابط عمومی دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی لارستان، دکتر الهام نیکپندار اظهار داشت: ۲ تا ۵ درصد شیرخواران و کودکانی که از نظر سیستم مغز و اعصاب سالم هستند، حداقل یک حمله تشنج ناشی از تب را معمولاً تجربه میکنند.
این متخصص اطفال با بیان اینکه عوامل ژنتیک در بروز تشنجهای تبدار تاثیرگذار است، عنوان کرد: تشنج ناشی از تب ساده، خطر مرگ و میر را افزایش نمیدهد و در مواردی که بیمار یک یا بیشتر حمله تشنج ناشی از تب ساده داشته، عوارض درازمدت مشاهده نشده است.
تشنج در کودکان
نیکپندار ادامه داد: تشنج تبدار ساده مکرر، صدمهای به مغز نمیزند و بیماران با تشنجهای ناشی از تب ساده در مقایسه با دیگر افراد، افزایشی در اختلالات رفتاری، اشکال در عملکرد درسی، کارکرد شناختی یا تمرکز نشان نمیدهند.
وی افزود: تشنج ممکن است چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد و این لحظات برای شما بسیار ترسناک خواهد بود. خوشبختانه این تشنجها معمولاً بیضرر هستند و مشکل جدی برای سلامتی فرزند شما ایجاد نخواهند کرد.
همچنین بخوانید: تشنج در کودکان و درمان آن
راهکار مواجهه با کودک دچار تب و تشنج
این متخصص اطفال در ادامه به بیان چندین راهکار در مواجهه با کودک دچار تب و تشنج پرداخت و گفت: در مواجهه با کودک دچار تشنج، در اولین قدم آرام باشید و آرامشتان را حفظ کنید. کودک را در یک بستر و یا بر روی زمین بخوابانید و در حین تشنج از اعمال هر گونه فشار و نیرو بر کودک تشنجی و همچنین فروکردن انگشت در دهان کودک حین تشنج، پرهیز کنید.
نیکپندار ادامه داد: کودک را به پهلو قرار داده تا در صورت استفراغ و یا ریزش آب دهان، به گلو برنگردد و موجب خفگی نشود؛ اطراف او را خلوت کنید و اشیائی را که ممکن است کودک به آن برخورد کند از وی دور کنید؛ هر نوع لباسی را از اطراف سر و گردن کودک بردارید.
وی افزود: به رنگ صورت کودک نگاه کنید تا بتوانید تنفس او را کنترل کنید و از صحت تنفس او مطمئن شوید و بلافاصله با اورژانس تماس بگیرید.
مرحله درمان
این متخصص اطفال با بیان اینکه در صورت مواجهه با تب، موثرترین راه، کنترل آن میباشد، تاکید کرد: همیشه داروی تجویزی توسط پزشک (شیاف دیازپام) به همراه داشته باشید تا در صورت وقوع تشنج و زمان بیش از ۵ دقیقه، بر اساس وزن کودک مقدار دوزی که پزشک تجویز نموده، استفاده نمایید، البته باید به این نکته توجه داشت که این دارو در پیشگیری از وقوع تب، جایگاهی ندارد و مناسب درمان و پایینآمدن درجه تب میباشد.
نیکپندار همچنین اظهار داشت: به کودک، مایعات فراوان بدهید و درمان حمایتی نیز صورت گیرد تا درجه حرارت بدن کودک به حالت طبیعی بازگردد.
کریس همسورث که به خاطر بازی در نقش خدای ثور در فیلمهای دنیای سینمایی مارول مشهور است، پس از اینکه به او گفته شد دو نسخه از ژن APOE4 دارد، این ژن خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش میدهد. به دنبال آن همسورث اعلام کرد که از بازیگری فاصله میگیرد
داشتن یک کپی از ژن APOE4 خطر ابتلا به آلزایمر را ۲ تا ۳ برابر افزایش میدهد. دو کپی خطر را ۱۰ تا ۱۵ برابر افزایش میدهد.
بیشتر بخوانید: آلزایمر چیست؟
اما نکته کلیدی در اینجا “میزان خطر” است. داشتن یک یا چند نسخه از این ژن تضمین نمیکند که کریس یا هر فرد دیگریبه آلزایمر، که رایجترین شکل بیماری زوال عقل، مبتلا شود.
این روزها تمایل همسورث برای در میان گذاشتن نگرانیهای خود در مورد ابتلا به آلزایمر با میلیونها نفر باید مورد تحسین قرار گیرد. این یک یادآوری برای همه ما است که مراقب سلامتی خود باشیم و خطر ابتلا به بیماریهای بعدی را کاهش دهیم.
آلزایمر،و به طور کلی زوال عقل، سیستمهای مراقبتهای بهداشتی را در سراسر جهان به چالش کشیده است.
تنها در استرالیا، بیش از ۵۰۰ هزار نفر مبتلا به زوال عقل هستند که توسط تقریباً ۱.۶ میلیون مراقب حمایت میشوند. تا سال ۲۰۳۶، پیشبینی میشود که روزانه حدود ۴۵۰ نفر به این بیماری مبتلا شوند.
بنابراین درک اینکه چگونه APOE4 خطر علت اصلی زوال عقل را تغییر میدهد ممکن است در پیشگیری از ابتلا بسیار مهم باشد.
اما همه افراد دارای ژن APOE4 به آلزایمر مبتلا نمیشوند. این به این معنی است که ممکن است ترکیبی از عوامل محیطی با ژن در تعامل باشد که برخی افراد را به آلزایمر مبتلا کند، در حالی که برخی دیگر اینگونه نیستند.
APOE4 چه ربطی به آلزایمر دارد؟
اکثر استرالیاییها دارای ژن APOE3 یا APOE2 هستند. در قفقازیها، تنها حدود ۱۵ درصد است، مانند همسورث، که ژن APOE4 را به ارث بردهاند.
انواع ژن APOE بیشتر به دلیل نقششان در تعدیل متابولیسم لیپیدها (چربیها) مانند کلسترول وتری گلیسیرید شناخته شده هستند.
آنها برای سنتز نسخههای مختلف پروتئین APOE، با تفاوتهای ظریف در ساختار، کد میکنند. پروتئینهای APOE بهل یپوپروتئینهای خون تبدیل میشوند. اینها ذرات حامل چربی هستند.
پروتئینهای APOE عملکرد مشابهی در مغز دارند تا سطح چربی را تعدیل کنند. اما در زمینه آلزایمر، محققان تأثیر آن بر یکپارچگی سلولهای مغز را هم مورد مطالعه قرار میدهند.
شواهد انباشته نشان میدهد که APOE4 با التهاب مغز و آسیب سلولی مرتبط است.
آیا میتوانیم از آلزایمر پیشگیری کنیم؟
مراقب مویرگهای خود باشید
در آلزایمر، مویرگهای آسیب دیده اولین نشانه آسیب مغزی است که باعث بیماری میشود.
پروتئین کدگذاری شده توسط ژن APOE4 ممکن است کمتر قادر به حمایت از مویرگهای سالم در مغز باشد. APOE4 فراوانی کمپلکسهای خاصی از لیپوپروتئینها و پروتئینها را در خون افزایش میدهد که بی سر و صدا به مویرگهای مغز آسیب میرسانند و باعث نشت آنها میشوند.
همچنین در آزمایشهای مشخص شده رژیمهای غربی غنیتر از چربیهای اشباع ، نشت مویرگی را در موشهای افزایش میدهند.
کلا چگونگی تاثییر پروتئینهای APOE بر متابولیسم لیپید و سلامت مویرگی در انسان، به خوبی درک نشده است.
اما مطابق تحقیقات ۶۰ ساله اخیر با اطمینان بگوییم که خوردن غذاهای مفید برای قلب باید برای مغز نیز مفید است. این امر به ویژه برای افراد دارای ژن APOE4 مرتبط است.
بنابراین اگر ژن APOE4 را دارید و میخواهید خطر ابتلا به آلزایمر را به حداقل برسانید، یک رژیم غذایی سالم نقطه شروع خوبی است.
به مغز خود استراحت دهید
کاهش محرکهای غیرضروری برای «استراحت دادن به مغز» ممکن است تأثیر زیادی در طول سلامت مغزی شما باشد. اگر ژن APOE4 را داشته باشید، این امر با باید جدیتر بگیرید.
به این دلیل که ژن APOE با نحوه استفاده مغز از انرژی نیز مرتبط است که ممکن است منجر به استرس اکسیداتیو و آسیب بیشتر شود.
در حالی که هنوز اطلاعات قوی در مورد انسان جمعآوری نکردهایم، هر چند وقت یکبار سم زدایی دیجیتال انجام دهید، برای مدتی از کار افتادگی برنامهریزی کنید و در صورت امکان از استرس غیرضروری خودداری کنید.
آیا باید برای ژن APOE4 آزمایش کنیم؟
برخی از افراد ممکن است وسوسه شوند تا برای ژن APOE4 آزمایش شوند، به خصوص اگر سابقه خانوادگی آلزایمر وجود داشته باشد.
اگر شما جوز آدمهای نیستید که در پی آزمایش رفتار و سبک زندگی خود را عوض میکنید، آزمایش چه فایدهای دارد؟ در ضمن تا زمانی که دارویی برای کند کردن روند پیدا نکرده باشیم، باز آزمایش غیرضروری به نظر میرسد.
ما نمیتوانیم ژنهایی را که والدینمان به ما هدیه دادهاند تغییر دهیم، اما میتوانیم محیط خود را تغییر دهیم.
رژیم غذایی نامناسب، هر قطره الکلی که مینوشید، چاقی و دیابت، فشار خون بالا و کم تحرکی همگی به مرور زمان به سلامت عروق ضعیفتر کمک میکنند و خطر ابتلا به زوال عقل را افزایش میدهند.
ما هنوز در حال یادگیری نحوه تعامل این عوامل خطر آلزایمر با ژن APOE4 هستیم. اما دلیلی وجود ندارد که همه ما اکنون مسئولیت بیشتری برای به حداقل رساندن خطر زوال عقل خود بر عهده نگیریم، خواه ژن APOE4 را داشته باشیم یا نداشته باشیم.