چرا گاهی کابوس و خوابهای عجیب میبینیم؟
کابوس
دانشمندان با استفاده از دستگاه نوار مغزی، فعالیت بخشهای مختلف مغز را در هنگام خواب مورد بررسی قرار دادند.
به گزارش مشرق، انسانها یکسوم از عمر خود را در خواب سپری میکنند که مقدار بسیار زیادی محسوب میشود. گرچه از گذشته خوابها و معنای پنهان آنها برای انسان جالب توجه بوده، اما علم رویاشناسی چندان پیشرفتی نداشته و به همین دلیل اطلاعات زیادی به دست ما نمیدهد. اما به لطف پیشرفت تکنولوژی، مطالعه روی مغز در هنگام خواب امکانپذیر شده و دانشمندان و روانشناسان سرتاسر دنیا دائماً نتایج تحقیقات خود را به اشتراک میگذارند. بدین ترتیب پردهای که این دنیای پر رمز و راز را پوشانده به تدریج کنار میرود و ما به شناخت بیشتری از این مبحث جذاب دست پیدا میکنیم.
شاید شما هم دستکم تجربه یک خواب را داشتهاید که مدت زیادی در ذهنتان باقی مانده بدون آنکه معنایش را متوجه شده باشید.
همه ما شاید ماجرایی در مورد اتفاقات و چیزهای عجیب و بیمعنیای که در یکی از خوابهایمان وجود داشتند، برای تعریف کردن داشته باشیم. اگر کنجکاو هستید که بدانید چرا این اتفاق رخ میدهد، باید بدانید که توضیحاتی برای آن وجود دارد.
هر شخصی خوابهای منحصر به خودش را دارد چون آدمها هر روز احساسات و وقایع مختلفی را تجربه میکنند. وقتی به خواب میروید، مغز شما به فعالیت ادامه میدهد، به طوری که تمامی لحظاتی که در طول روز از سر گذراندهاید را در حافظههای بلندمدت و کوتاهمدت شما طبقهبندی میکند. مغز وقایعی که اخیراً رخ دادهاند را با آنهایی که مدتها قبل اتفاق افتادهاند مقایسه میکند. به همین دلیل است که میتوانید چیزهایی از کودکیتان مثل بازی کردن با یکی از دوستانتان را در مکان جدیدی مثل جایی که اخیراً در آن زندگی میکنید در خواب ببینید.
دانشمندان با استفاده از دستگاه نوار مغزی، فعالیت بخشهای مختلف مغز را در هنگام خواب مورد بررسی قرار دادند. آنها ۱۸ شرکتکننده آزمایش خود را در طول شب چندین بار از خواب بیدار میکردند و از آنها میپرسیدند که چه خوابی میدیدند و آیا آن خوابها کابوس بودند. به لطف پاسخهای شرکتکنندگان و تجزیه و تحلیل فعالیت مغز، محققان دو ناحیه از مغز را شناسایی کردهاند که مسئول کابوسهای ما هستند. این دو بخش اینسولار و کورتکس سینگولیت میانی نام دارند. این دو بخش از مغز در موقعیتهایی فعال میشوند که شخص در زندگی واقعی احساس نگرانی یا ترس میکند. وظیفه اینسولار ارزیابی احساسات است و به محض اینکه شخص احساس اضطراب کند به طور خودکار دست به کار میشود. کورتکس سینگولیت میانی شخص را برای داشتن پاسخ لازم در هنگام وقوع یک تهدید آماده میکند و نحوه رفتار فرد را در هنگام خطر کنترل میکند.
در تحقیق دیگری دانشمندان پی بردند کسانی که به مدت طولانیتر و دفعات بیشتری کابوس میدیدند، در زندگی واقعی واکنشهای آنها به چیزهای منفی، شدت و تندی کمتری داشت. حالا روشن است که نحوه ارتباط ناخودآگاه ما با خودمان و کمک آن به حل مشکلات، همان چیزی است که باعث میشود احساس نگرانی کنیم. مثلاً دانشمندان میگویند دیدن تعقیب و گریز در خواب اغلب به مشکلات حل نشده فرد در زندگی مربوط میشود. اما همانطور که پیشتر اشاره کردیم، خوابها به اندازه کافی مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفتهاند و بسیاری از جنبههای جالب توجه آن هنوز کشف نشده است.
به گفته یک متخصص سلامت باروری جنسی؛
نرخ سواد سلامت جنسی در ایران پایین است
یک
فلوشیپ طب جنسی گفت: آموزش های باروری جنسی پیش از ازدواج برای زوجین کافی
نیست؛ بعد از ازدواج هم زوجین با مشکلاتی مواجه می شوند که نیاز است آگاهی
و نگرش دقیقی در باب باروری جنسی داشته باشند.
زهره کشاورز، دکترای تخصصی سلامت باروری، سکستراپیست و فلوشیپ طب جنسی در گفتگو با خبرنگار سیناپرس
درباره اهمیت سواد سلامت جنسی و نقش باورهای نادرست در بروز مشکلات جنسی
افراد در جامعه گفت: در دنیای امروزی برای اینکه هر فردی کارکرد مطلوب و
بهینه داشته باشد، باید طیف وسیعی از توانایی ها و شایستگی ها را کسب کند و
سواد کافی در زمینه های لازم را به دست بیاورد. یکی از مهمترین این
توانایی ها دریافت آموزه های مربوط به سلامت است. از نگاه سازمان بهداشت
جهانی، سواد سلامت یعنی کسب مهارت های شناختی و اجتماعی که تعیین کننده
ظرفیت و توانایی افراد در پردازش، درک و به کارگیری اطلاعات دریافت شده است
به طوریکه منجر به تصمیم گیری مناسب و ارتقای سلامت فرد می شود.
وی
با اشاره به گسترش آموزه های مربوط به سلامت در کشور گفت: گسترش سواد
سلامت در کشورها متفاوت است؛ مطالعات در ایران نشان می دهد که این نوع
آگاهی در کشورمان وضعیت چندان مطلوبی ندارد؛ بنابراین نیاز است افراد در
بسیاری از زمینه ها آموزش هایی در راستای افزایش آگاهی خویش بیفزایند، تا
نرخ سلامت در جامعه ارتقا پیدا کند.
سواد دانشگاهی با سواد سلامت همخوانی دارد
کشاورز
میزان سواد سلامت را با تحصیلات افراد مرتبط دانست و گفت: مطالعات نشان
داده اند که سواد سلامت با میزان تحصیلات افراد هم ارتباط دارد. هر چقدر
افراد سواد دانشگاهی بالاتری داشته باشند، اطلاعات بیشتری هم در زمینه
سلامت و به ویژه سلامت جنسی دارند. اما در برخی موارد هم ممکن است میزان
آگاهی افراد در بحث سلامت علارغم داشتن تحصیلات دانشگاهی، همچنان مغفول
مانده باشد.
وی افزود: در این شرایط باید
رویکردهای ویژه آموزشی را عملیاتی کرد. این آموزش ها باید به صورت متمرکز
اتفاق بیفتد، به ویژه در حوزه سلامت و مسائل باروری جنسی. در این زمینه
ورای اطلاعاتی که افراد از منابع گوناگون دریافت می کنند، باید به عنوان
یک دانش مجزا به کسب آموزش بپردازند. اینکه چه فردی به آموزش و اشاعه آگاهی
در این زمینه می پردازد اهمیت زیادی دارد؛ با توجه به مطالعاتی که در کشور
درباره سطح سلامت باروری جنسی در زوجین انجام شد، باید گفت، علاوه بر
اینکه دانش افراد در این حوزه کم است، جستجوگری و نحوه پردازش اطلاعات
افراد در این زمینه هم ضعف دارد. گفتنی است، امروزه جامعه ما نیازمند آموزش
از راه درست برای افزایش ارتقای سلامت جنسی و باروری است.
به
گفته کشاورز، منابعی که افراد برای کسب آگاهی در زمینه افزایش سواد سلامت
جنسی به آن رجوع می کنند، اهمیت زیادی دارد. باید گفت، اغلب این منابع فاقد
اعتبار علمی است؛ نظیر فضای مجازی. به همین دلیل ممکن است منجر به اشاعه
یک سری باورهای نا کارامد و نادرست در بطن جامعه شود.
کشاورز عدم درک و پردازش صحیح را دیگر معضل در بحث آگاهی و سلامت جنسی
دانست و گفت: مساله دیگر این است که گاهی دسترسی به اطلاعات و منابع دقیق
هم وجود دارد؛ اما درک و پردازش صحیحی از سوی افراد حاصل نمی شود. یکی از
نتایج افزایش سواد سلامت این است که افراد توانمند شوند تا آگاهی و نگرش
مناسبی نسبت به این مساله به وجود بیاید. بنابراین علاوه بر دسترسی به
منابع علمی معتبر، درک و پردازش صحیح می تواند منجر به اخذ تصمیمات درست و
آگاهانه شود.
وی افزود: در زمینه سلامت باروری
جنسی نیاز است به زوج ها آموزش های کافی داده شود. این آموزش ها صرفا با
دوران پیش از ازدواج کامل نمی شود. یعنی آموزش هایی که در دوران پیش از
ازدواج داده می شود، در طول زندگی مشترک هم باید تداوم داشته باشد چراکه
بعد ازدواج هم زوجین با مسائلی مواجه می شوند که نیاز است آگاهی و نگرش
دقیقی در باب باروری جنسی کسب کنند؛ بنابراین لازم است ارتقای آموزش ها و
تدام سواد سلامت باروری جنسی در زوجین بعد از ازدواج هم لحاظ شود.
چرا گاهی کابوس و خوابهای عجیب میبینیم؟
کابوس
دانشمندان با استفاده از دستگاه نوار مغزی، فعالیت بخشهای مختلف مغز را در هنگام خواب مورد بررسی قرار دادند.
به گزارش مشرق، انسانها یکسوم از عمر خود را در خواب سپری میکنند که مقدار بسیار زیادی محسوب میشود. گرچه از گذشته خوابها و معنای پنهان آنها برای انسان جالب توجه بوده، اما علم رویاشناسی چندان پیشرفتی نداشته و به همین دلیل اطلاعات زیادی به دست ما نمیدهد. اما به لطف پیشرفت تکنولوژی، مطالعه روی مغز در هنگام خواب امکانپذیر شده و دانشمندان و روانشناسان سرتاسر دنیا دائماً نتایج تحقیقات خود را به اشتراک میگذارند. بدین ترتیب پردهای که این دنیای پر رمز و راز را پوشانده به تدریج کنار میرود و ما به شناخت بیشتری از این مبحث جذاب دست پیدا میکنیم.
شاید شما هم دستکم تجربه یک خواب را داشتهاید که مدت زیادی در ذهنتان باقی مانده بدون آنکه معنایش را متوجه شده باشید.
همه ما شاید ماجرایی در مورد اتفاقات و چیزهای عجیب و بیمعنیای که در یکی از خوابهایمان وجود داشتند، برای تعریف کردن داشته باشیم. اگر کنجکاو هستید که بدانید چرا این اتفاق رخ میدهد، باید بدانید که توضیحاتی برای آن وجود دارد.
هر شخصی خوابهای منحصر به خودش را دارد چون آدمها هر روز احساسات و وقایع مختلفی را تجربه میکنند. وقتی به خواب میروید، مغز شما به فعالیت ادامه میدهد، به طوری که تمامی لحظاتی که در طول روز از سر گذراندهاید را در حافظههای بلندمدت و کوتاهمدت شما طبقهبندی میکند. مغز وقایعی که اخیراً رخ دادهاند را با آنهایی که مدتها قبل اتفاق افتادهاند مقایسه میکند. به همین دلیل است که میتوانید چیزهایی از کودکیتان مثل بازی کردن با یکی از دوستانتان را در مکان جدیدی مثل جایی که اخیراً در آن زندگی میکنید در خواب ببینید.
دانشمندان با استفاده از دستگاه نوار مغزی، فعالیت بخشهای مختلف مغز را در هنگام خواب مورد بررسی قرار دادند. آنها ۱۸ شرکتکننده آزمایش خود را در طول شب چندین بار از خواب بیدار میکردند و از آنها میپرسیدند که چه خوابی میدیدند و آیا آن خوابها کابوس بودند. به لطف پاسخهای شرکتکنندگان و تجزیه و تحلیل فعالیت مغز، محققان دو ناحیه از مغز را شناسایی کردهاند که مسئول کابوسهای ما هستند. این دو بخش اینسولار و کورتکس سینگولیت میانی نام دارند. این دو بخش از مغز در موقعیتهایی فعال میشوند که شخص در زندگی واقعی احساس نگرانی یا ترس میکند. وظیفه اینسولار ارزیابی احساسات است و به محض اینکه شخص احساس اضطراب کند به طور خودکار دست به کار میشود. کورتکس سینگولیت میانی شخص را برای داشتن پاسخ لازم در هنگام وقوع یک تهدید آماده میکند و نحوه رفتار فرد را در هنگام خطر کنترل میکند.
در تحقیق دیگری دانشمندان پی بردند کسانی که به مدت طولانیتر و دفعات بیشتری کابوس میدیدند، در زندگی واقعی واکنشهای آنها به چیزهای منفی، شدت و تندی کمتری داشت. حالا روشن است که نحوه ارتباط ناخودآگاه ما با خودمان و کمک آن به حل مشکلات، همان چیزی است که باعث میشود احساس نگرانی کنیم. مثلاً دانشمندان میگویند دیدن تعقیب و گریز در خواب اغلب به مشکلات حل نشده فرد در زندگی مربوط میشود. اما همانطور که پیشتر اشاره کردیم، خوابها به اندازه کافی مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفتهاند و بسیاری از جنبههای جالب توجه آن هنوز کشف نشده است.
درباره نوروفیدبک بیشتر بدانیم
(اخبار رسمی): وروفیدبک نیز به طور مستقیم با مغز ما در ارتباط بوده و به همین دلیل نیز باید درباره نوروفیدبک بیشتر بدانیم.
درباره نوروفیدبک بیشتر بدانیم
درباره نوروفیدبک بیشتر بدانیم
شاید
تا به حال کلمه ی نوروفیدبک به گوشتان نخورده باشد، شاید هم خورده باشد
اما متوجه نشده باشید که به چه معنی است. در هر صورت نوروفیدبک هر چه که
باشد می تواند در زندگی هر کدام از ما تاثیر گذار باشد. چرا که فعالیت هایی
که انجام می دهیم، تصمیم هایی که می گیریم، احساساتی که حس می کنیم، همه و
همه به مغز ارتباط پیدا می کند و در واقع ناشی از فعالیت های مغز ماست.
نوروفیدبک نیز به طور مستقیم با مغز ما در ارتباط بوده و به همین دلیل نیز
باید درباره نوروفیدبک بیشتر بدانیم.
آیا مشتاق نشدید که درباره ی نوروفیدبک بیشتر بدانید؟ پس با ما در این مقاله همراه باشید تا درباره نوروفیدبک بیشتر بدانیم.
نوروفیدبک یعنی چه؟
واژه
ی نوروفیدبک (Neurofeedback) به معنای بازخورد عصبی است و در واقع به
معنای آموزش دادن مغز توسط خود مغز می باشد. به عبارت دیگر در نوروفیدبک
مغز سعی می کند با بازخوردهایی که از بدن و محیط اطراف دریافت می کند،
کارکرد های خود را تنظیم و کنترل نماید.
نکته ی
مهم در نوروفیدبک امواج مغزی هستند. همان طور که می دانیم این امواج مغزی
ما هستند که عادات، افکار و به طور کلی رفتار و خلق و خوی ما را به سمت
خاصی هدایت می کنند. نوروفیدبک دستگاهی است که با سنسورهایی که دارد و روی
پوست سر قرار می گیرد، قادر به شناسایی این امواج مغزی می باشد. در واقع
این سنسور ها از طریق امواج مغزی، فعالیت های مغز را اندازه گیری می کند و
سپس برای تجزیه و تحلیل آن ها باید از نرم افزار مخصوص کمک گرفت.
هنگامی که فعالیت های مغز تجزیه و تحلیل شد، می توان به این موضوع پی برد که هر کدام از فعالیت های مغز موجب بروز کدام رفتار می شود.
کاربرد های نوروفیدبک
حالا
که فهمیدیم نوروفیدبک به چه معنی است و چه کار می کند، اکنون می خواهیم
کاربردهای آن را نیز بررسی کنیم. اگر چه از نوروفیدبک می توان در موارد
بسیاری زیادی بهره برد، اما کاربرد آن بیشتر در بخش درمان مشاهده می شود،
به خصوص درمان مشکلات خلقی و رفتاری در کودکان.
رایج ترین مواردی که نوروفیدبک قادر به درمان آن در کودکان است به شرح زیر می باشند:
کنترل اختلالات رفتاری مخرب در کودکان مانند اختلال دو قطبی، اوتیسم، فلج مغزی و ...
کنترل تشنج در کودکان
مشکلات خواب در کودکان
اختلالات بیش فعالی کم توجهی
البته
لازم به ذکر است که نوروفیدبک فقط محدود به درمان بیماری ها و اختلالات
کودکان نمی شود و در بزرگسالان نیز کاربردها فراوانی دارد. از جمله:
درمان اضطراب و استرس
درمان افسردگی
درمان میگرن
درمان اعتیاد به مواد مخدر یا الکل
-
کاربردهایی که در بالا به آن ها اشاره کردیم، در رابطه با درمان با
نوروفیدبک بود، اما نوروفیدبک کارکردهای دیگری علاوه بر درمان مانند ایجاد
آرامش عمیق و ایجاد مراقبه نیز دارد.
مطالعات جدید متخصصان کودکان نشان داد:
درمان اوتیسم به کمک روغن شاهدانه
تشخیص اوتیسم با استفاده از نوار مغز
بر
اساس مطالعات جدید، روغن شاهدانه می تواند به داروی جدیدی برای درمان
بیماران مبتلا به اوتیسم تبدیل شود. محققان می گویند که توانسته اند با
استفاده از این ماده، علائم رفتاری و بیوشیمیایی را در میان حیوانات مبتلا
به بیماری اوتیسم با موفقیت بهبود بخشند.
به گزارش سیناپرس،
اوتیسم یک بیماری عصبی رشدی است که به طور کلی منجر به کمبودهای اجتماعی و
رفتارهای اجباری می شود. برآوردها نشان می دهد که از هر ۴۴ کودک در ایالات
متحده یک نفر به این اوتیسم مبتلا بوده و مطالعات قبلی نشان می دهد که این
تعداد در دو دهه گذشته به شدت افزایش یافته است.
پژوهشگران
این مطالعات می گویند حدود یک درصد از تمام موارد اوتیسم به دلیل جهش در ژن
Shank3 است. در راستای یافتن روش و داروی درمانی، این تیم تحقیقاتی تیم
تصمیم گرفت ابتدا حیوانات دارای این جهش ژنتیکی را مورد مطالعه قرار داده و
چگونگی واکنش آنها به روغن شاهدانه دارویی را بررسی کنند.
شانی
پولگ (Shani Poleg) پژوهشگر ارشد این مطالعات در مورد موارد فوق گفت: ما
متوجه شدیم که روغن شاهدانه تأثیر مطلوبی بر رفتارهای اجباری و مضطرب در
حیوانات دارد. به گزارش خبرگزاریsinapress، طبق نظریه رایج، اوتیسم شامل
تحریک بیش از حد مغز است که باعث رفتارهای اجباری می شود. در این آزمایشگاه
ها، علاوه بر نتایج رفتاری، شاهد کاهش قابل توجهی در غلظت گلوتامات انتقال
دهنده عصبی تحریک کننده در مایع نخاعی نیز بودیم که می تواند دلیل کاهش
علائم رفتاری باشد.
پولگ در ادامه توضیح می دهد:
آزمایش های بالینی که درمان های روغن شاهدانه را برای اوتیسم آزمایش می
کنند، به دلیل خواص ضد التهابی این ماده و به دلیل اینکه حس سرخوشی ایجاد
نمی کند معمولاً شامل سویه هایی هستند که حاوی مقادیر بسیار زیادی
کانابیدیول (CBD) هستند. علاوه بر این، سویه هایی که برای درمان اوتیسم
استفاده می شوند، به دلیل نگرانی در مورد سرخوشی بیش از حد و اثرات
طولانی مدت احتمالی، معمولاً حاوی THC بسیار کمی هستند.
وی
همچنین گفت: در مرحله دوم مطالعات ما بررسی کردیم که کدام ماده فعال در
شاهدانه باعث بهبود رفتار می شود و از تاثیر درمان با روغن شاهدانه حاوی
THC اما بدون CBD، شگفت زده شدیم. علاوه بر این، نتایج تحقیقات ما نشان می
دهد که CBD به تنهایی تأثیری بر رفتار حیوانات مورد آزمایش ندارد.
به
گزارش سیناپرس، CBD ماده غیر روان گردان موجود در شاهدانه است که به دلیل
فواید زیادی که بر سلامت دارد، محصولی محبوب محسوب می شود. پیشتر مطالعات
نشان داده بود که این ماده یک مسکن موثر و حتی داروی مبارزه با سرطان است.
THC (یا تتراهیدروکانابینول) ماده ای است که در روغن شاهدانه یافت می شود و
به در کاهش علائم اوتیسم بسیار مؤثربوده و به استفاده کنندگان احساس
سرخوشی می دهد.
پولگ در انتها می افزاید: این یک مطالعه اولیه است اما ما امیدواریم با مطالعات بیشتر و تحقیقات اساسی بتوانیم درمان های بالینی را بهبود بخشیم. مطالعات ما نشان می دهد که هنگام درمان اوتیسم با روغن شاهدانه دارویی، نیازی به محتوای بالای CBD یا THC ندارد. اما شاهد بهبودی قابل توجهی در تستهای رفتاری پس از درمان با روغن شاهدانه حاوی مقادیر کمی THC بودیم
شرح کامل این مطالعات و نتایج حاصل از آن در آخرین شماره مجله تخصصی Translational Psychology منتشر شده است.